الشيخ اسماعيل الصالحي المازندراني
35
شرح كفاية الأصول
1 - وضع ، عامّ و موضوع له ، عامّ . 2 - وضع ، عامّ و موضوع له ، خاصّ . 3 - وضع ، خاصّ و موضوع له ، خاصّ . 4 - وضع ، خاصّ و موضوع له ، عامّ . تفصيل مطلب : وقتى واضع ، قصد دارد كلمه و لفظى را براى يك معنايى وضع كند ، ابتدا معنايى را در ذهن خودش ، لحاظ و تصوّر مىكند . اين معناى متصوّر ملحوظ ، از دو حالت خارج نيست : 1 - كلّى و داراى افراد و مصاديق است . اين حالت هنگام وضع ، دو صورت دارد : الف - لفظ به ازاى همين « معناى كلّى » ، وضع شود ، كه در اين صورت « وضع ، عامّ و موضوع له ، عامّ » است . وضع « عامّ » است ، يعنى : معنا در حال وضع ( يعنى در حالتى كه هنوز وضع انجام نگرفته و در آستانه انجام است ) به صورت عامّ و كلّى ، لحاظ و تصوّر مىشود . موضوع له « عامّ » است ، يعنى : لفظ به ازاى همان معناى كلّى و عامّ ، وضع شده است . ب - لفظ به ازاى « افراد و مصاديق » اين معناى كلّى ، وضع شود ، كه در اين صورت وضع « عامّ » است ولى موضوع له « خاصّ » . وضع « عامّ » است ، يعنى : معناى متصوّر و ملحوظ در هنگام وضع ، كلّى است . موضوع له « خاصّ » است ، يعنى : لفظ به ازاى تكتك افراد و مصاديق اين معناى كلّى قرار گرفته است . 2 - خاصّ و جزئى است . در اين حالت نيز دو صورت وجود دارد : الف - لفظ به ازاى همين « معناى خاصّ و جزئى » وضع مىشود ، كه در اين صورت وضع « خاصّ » و موضوع له « خاصّ » است . وضع « خاصّ » است ، يعنى : معنايى كه در حال وضع ( يعنى پيش از وضع ) لحاظ و تصوّر مىشود ، معناى خاصّ و جزئى است كه افراد و مصاديقى ندارد . موضوع له « خاصّ » است ،